تبليغاتX
.....کتابخانه اینترنتی.....
.:: نیویورک تایمز و کتابی از یک نویسنده‌ی ایرانی ::.

نویسنده‌ی این مقاله‌ی «نیویورک تایمز» می‌نویسد: «طرح ساده‌ی داستان از آغاز شما را درگیر خود می‌کند و مدام فکر می‌کنید که چه بر سر اسحاق آمین می‌آید... و زندگی‌اشان چطور ادامه پیدا می‌کند و آیا اصلا ادامه پیدا می‌کند؟» با دستگیری اسحاق خانواده به هم می‌ریزد. «شیرین با خودش فکر می‌کند که غیبت برادر مرگ است. یک روز چیزی هست و فردا همان چیز غیبش می‌زند.» اما «چه بر سر خانه‌ای می‌آید که نیستی گریبان گیرش شده؟» برادر شیرین اما به آمریکا رفته و برای آنکه خرجش را در آورد مجبور است در یک مغازه کلاه فروشی در بروکلین کار کند. «با خودش فکر می‌کند، چرا کسی وضعیتش را نمی‌فهمد؟ قرار نبود که زندگی آن طور پیش برود. درست دو سال پیش بین یک مدرسه‌ی معماری در پاریس و زوریخ سر و کله می‌زد و قرار بود مادر و پدر برایش آپارتمان بخرند.» حالا شیرین به استخر خالی حیاط خانه نگاه می‌کند و «به یاد می‌آورد که زمانی توی آن شنا کرده، تو محوطه‌ی عمیق، جایی که پرویز و دوستانش روزی از بالای تراس تو استخر شیرجه می‌رفتند.»


«نیویورک تایمز» همچنین این هفته در بخش «اولین فصل» خود، اولین بخش ار کتاب «دالیا سوفر» را آورده است. کتاب «سپتامبر‌های شیراز» این طور شروع می‌شود: «وقتی اسحاق امین دو مرد اسلحه به دست را دید که سر ساعت دوازده و نیم ظهر وسط پاییز گرم تهران، وارد دفترش شدند، فهمید که نمی‌تواند به قولش عمل کند و با همسر و دخترش ناهار بخورد. مردی که قدش کوتاه‌تر بود گفت: «آقای امین؟» اسحاق سرش را تکان داد. چند ماه پیش دوستش کورش نصیری را گرفته بودند و هفته‌ی بعدش هم خبر دار شد که علی نانوا غیبش زده. «ما از طرف پلیس آمدیم» مرد قد کوتاه اسلحه‌اش را گرفت جلوی اسحاق و به طرفش رفت؛ قدم‌های بیشتر از توانش بر می‌داشت. «شما بازداشت هستید.» اسحاق دفترچه صورت حسابی را که پشتش بود بست. سرش را پایین انداخت و به میزش نگاه کرد و به چیزهایی که شاهد این ماجرا بودند،‌ پوشه‌های بهم‌ریخته، جا کاغدی فلزی، جعبه‌‌ی سیگار دانهیل، جاسیگاری کریستال و یک فنجان چای لب‌سوز و دو جبه قند که توی چایی شناور بود. تقویم‌اش باز بود، به آن زل زد، به تاریخ امروز، ۲۰ سپتامبر ۱۹۸۱ و به یادداشتی بدخطی که روی برگه نوشته بود تا در مورد مرواریدها موقع ناهار از خانه به آقای ناکامورا زنگ بزند و سر ساعت سه عصر محموله‌ی جواهرات سیاهی را که از استرالیا می‌رسید تحویل بگیرد و کفش‌هایش را هم از کفاش بگیرد، ملاقات‌هایی که به هیچ کدامشان نمی‌رسید. روی برگه‌ی روبرویی عکس آرامگاه حافظ در شیراز است و زیرش نوشته شده، «شهر شاعران و گل‌سرخ». این کتاب را انتشارات معروف «هارپرکولینز» ژوئیه‌ی ۲۰۰۷ منتشر کرده است و ۱۶.۴۷ دلار قیمت دارد.

منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت   توسط کامران شرافتی |